جملات زیبا و ناب

بخشی از کتاب بابالنگ دراز اثر "جین وبستر"
 
      جودی عزیزم!...
 
     ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم.
و به آنها وابسته می شویم و هر چه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.
پس هرکسی را که بیشتر دوست داریم و میخواهیم بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم.
 
دوستدارتو: بابالنگ دراز

برچسب‌ها: جودی ابوت, بابا لنگ دراز, علاقه, وابستگی, عاشقونه ی کوتاه
نوشته شده در ساعت توسط افسانه

در صورت آدمی دو چیز مهم است.
یکی لبخند و دیگری عمق نگاهش.
این دو را هم هیچ جراحی نمی‌تواند به انسان بدهد.
لبخند آدمی اقیانوس صورتش است و چشم‌هاش آفتاب.
هر صورتی که آفتاب درخشان و اقیانوس مواج ندارد، یعنی هیچ ندارد.
نمی‌شود در جراحی‌های زیبایی دنبال اقیانوس و آفتاب گشت.
 
"لوریس چکناواریان"

برچسب‌ها: دل نوشته, ماندن, رفتن, عاشقونه, اس ام اس
نوشته شده در ساعت توسط افسانه

زندگی....       
   ساختنی ست...
                   نه ماندنی....
بمان برای «ساختن»
نسازبرای«ماندن».
 
منتطرنباش...
کسی برایت گل بیاورد!
  خاک رازیروروکن...
   بذر را بکار...
           ازان مراقبت کن...
                         «گل خواهدداد»

برچسب‌ها: دل نوشته, ماندن, رفتن, عاشقونه, اس ام اس
نوشته شده در ساعت توسط افسانه

ﻣﺎﻫـــــــــــــﯽ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﺷﺎﻥ ﺩﯾﺪﻩ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ . .
ﮔـــــــــــــــﺮﮒ ﻫﺎ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻧﺸﺎﻥ . .
ﻋﻘــــــــــــــﺎﺏ ﻫﺎ ﺳﻘﻮﻃﺸﺎﻥ و انسانها درونشان...
 
"صادق هدایت"

برچسب‌ها: دل نوشته, ماندن, رفتن, عاشقونه, اس ام اس
نوشته شده در ساعت توسط افسانه

یک نفر پشت دلم در می زند 
عطر احساسات من پر می زند 
 
ایستاده پشت در، در وا کنم؟ 
خاطرات رفته را پیدا کنم؟ 
 
نه! نگو! بغض دلم گل می کند 
کی هجومش را تحمل می کند 
 
خاطرات آن دبستان یاد باد 
«یاد باد آن روزگاران یاد باد»
 
سال اول آب بابا داشتیم 
بعد از آن تصمیم کبرا داشتیم 
 
سال سوم درس را آموختیم 
چشم در چشم معلم دوختیم 
 
یاد دهقان فداکارش به خیر 
یاد موری که میازارش به خیر 
 
«یاد دستی که درختی می نشاند 
روی خاکش جوی آبی می کشاند 
بعد از آن تخم چمن را روی خاک 
از برای یادگاری می فشاند »
 
یاد آن جشن عبادت هم به خیر 
یاد آن درس به نوبت هم به خیر 
 
فصل پاییز و درختان رنگ رنگ 
می زد آن صیاد طوقی را به سنگ 
 
بو علی سینایمان مهمان نمود 
درس انشا مشکلی کاسان نمود 
 
رای گیری می شود مبصر شدیم 
در صف نان ناگهان آخر شدیم 
 
خاطرات سال سوم یاد باد 
یاد آن شمع معلم یاد باد 
 
خاطرات سال سوم زندگیست 
نه !نگو که آن معلم زنده نیست! 
 
نه! نگو! بس کن، که بغضم باز شد 
گریه‌ی ابر دلم آغاز شد 
 
ای معلم گویمت از دل سپاس 
جای پاکت در میان نور و یاس 
 
در میان عطر رحمت زنده باش 
تا ابد در قلب من پاینده باش.

برچسب‌ها: روز معلم, متن ادبی روز معلم, معلمم روزت مبارک, تبریک روز معلم
نوشته شده در ساعت توسط افسانه

هیس! یواش تر خوشحالی کنید! شاید کسی پدر نداشته باشه...اینقد این طلای با ارزش را به رخ نکشید! قدرشو بدونید...از کنارش بودن لذت ببرید. دستهاشو بو کنید؛ ساعتها نگاش کنید.پدر هدیه نمیخواهد؛ پدر خودش هدیه اس.از دستش ندید! براش وقت بزارید...خیلی ها حسرت دوباره شنیدن صدای پدرشونو دارن...فقط یواش تر! شاید کسی دلش برای پدرش تنگ شه باشه.


برچسب‌ها: روز پدر, تبریک روز پدر, متن کوتاه روز پدر, اس ام اس تبریک روز پدر, پدرم روزت مبارک
نوشته شده در ساعت توسط افسانه

ی وقتایی هست ک کاغذ دستتو میبره
خیلی درد داره و عصبانی میشی
در حالی که اگ تیغ ببره اینقد عکس العمل نشون نمیدی
 
طبیعیه
چون از کاغذ انتظار نداری ببره
 
مثال خیلیاست
اگ من از کسی ناراحت میشم بخاطر اینه ک ازش انتظار ندارم
یا کسی از دستت ناراحت میشه ازت انتظار نداره
 
اگ واقعا برای هم مهم باشین 
زمان درست میکنه
خودش زنگت میزنه و دوباره ب روال قبل بر میگردین

برچسب‌ها: دل نوشته, ماندن, رفتن, عاشقونه, اس ام اس
نوشته شده در ساعت توسط افسانه

فامیل دور : 
کاشکی شعور هم مدرک داشت تا بعضیا به هوای مدرکش هم که شده میرفتن یادش میگرفتن ! 
 
همساده : 
آقو ایجوری که خیلی بدتر میشد ! بعضیا میرفتن مدرک جعلی میخریدن دیگه نمیشد بیشعور بودنشون رو ثابت کرد !

برچسب‌ها: فامیل دور, کلاه قرمزی, پسر خاله, آقو, پسر عمه زا
نوشته شده در ساعت توسط افسانه

󾌴󾌴󾌴󾌴󾆳.. پاسخ های جالب یک دانش اموز که باعث شد تا نمره صفر نگیرد .
 
 
 
ناپلئون در کدام جنگ مرد ؟
_ در اخرین جنگش .
 
 
اعلامیه استقلال آمریکا در کجا امضا شد ؟
_ در پایین صفحه .
 
 
 
علت اصلی طلاق چیست ؟
_ ازدواج .
 
 
 
علت اصلی مردود شدن دانش آموزان چیست ؟
_ امتحان .
 
 
 
چه چیزهایی را هرگز نمیتوان در صبحانه خورد ؟
_ نهار و شام.
 
 
 
چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است ؟
_نیمیه دیگر آن سیب.
 
 
اگر یک سنگ قرمزی را در دریای آبی بیاندازیم چه خواهد شد ؟
_ خیس خواهد شد.
 
 
یک فرد چگونه میتوان هشت روز نخوابد ؟
_ مشکلی نیست شبها می خوابد .
 
این دانش آموز آدولف هیتلر بود.

برچسب‌ها: دل نوشته, ماندن, رفتن, عاشقونه, اس ام اس
نوشته شده در ساعت توسط افسانه

توی یک جمع نشسته بودم بیحوصله بودم طبق عادت همیشگی مجله را برداشتم ورق زدم مداد لای آن را برداشتم همینکه توی دلم خواندم سه عمودی
یکی گفت بگو بلند بگو
گفتم یک کلمه سه حرفیه 
از همه چیز برتر است
حاج آقا گفت : پول
تازه عروس مجلس گفت : عشق
شوهرش گفت : یار
کودک دبستانی گفت : علم
حاج آقا پشت سر هم گفت : پول اگه نمیشه طلا ، سکه 
گفتم : حاج آقا اینها نمیشه 
گفت : پس بنویس مال
گفتم : حاج آقا بازم نمیشه 
گفت : جاه
خسته شدم با تلخی گفتم : نه نمیشه 
دیدم ساکت شد 
مادر بزرگ پیر گفت :عمر
سیاوش که تازه از سربازی آمده بود گفت : کار
محسن خندید و گفت : وام
یکی از آن وسط بلند گفت : وقت
یکی گفت : آدم
دوباره یکی گفت : خدا
خنده تلخی کردم و مداد را گذاشتم سرجایش اما فهمیدم تا همه شرح جدول زندگی کسی را نداشته باشی حتی یک کلمه سه حرفی آن هم درست در نمی آید باید جدول کامل زندگیشان را داشته باشی بدون آن همه چیز بی معناست هرکس جدول زندگی خود را دارد هنوزبه آن کلمه سه حرفی جدول خودم فکر میکنم،،،،،،،
شاید کودک پابرهنه بگوید کفش
کشاورز بگوید برف
لال بگوید حرف
ناشنوا بگوید صدا
نابینا بگوید نور
ومن هنوز درفکرم فکر

برچسب‌ها: دل نوشته, ماندن, رفتن, عاشقونه, اس ام اس
نوشته شده در ساعت توسط افسانه

M پدرم ﺳﻼﻡ
ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ؟
ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺧﺪﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ؟
پدر ﺭﻭﺯﺕ ﻣﺒﺎﺭﮎ
ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﺍﺩﺏ ﺑﺮ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ
ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ
ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻢ ﺳﻦ ﺗﻮ ﻣﯿﺸﻮﻡ
پدرم ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺍﻣﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻮﺩ
ﮐﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﯼ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺵ ﺁﺭﺯﻭ ﺷﺪ
دوستان جا داره روز پدر رو به تمام پدراني که اسير خاک شدند و اکنون در جمع ما نيستند تبريک بگوييم
شادي روح تمامي پدران اسماني

برچسب‌ها: روز پدر, تبریک روز پدر, متن کوتاه روز پدر, اس ام اس تبریک روز پدر, پدرم روزت مبارک
نوشته شده در ساعت توسط افسانه

ﻣــــﺮﺩ ﻫﻢ ﻗﻠـــــﺐ ﺩﺍﺭﺩ
ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯾﺶ ..
ﯾﻮﺍﺵ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺻﺪﺍﯼ ﻗﻠﺐ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺍﺳﺖ ....
ﻣﺮﺩ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺧﻠﻮﺗﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺸﻘﺶ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﺪ ....
ﺷﺎﯾﺪ ﻧـــﺪﯾــــــﺪﻩ ﺑﺎﺷﯽ ..
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻟﺒﻮﻡ ﺩﻟﺘﻨﮕﯿﺶ ﻗﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ..
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺯﻥ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ...
ﺳﯿﻨــــــــﻪ ﺭﺍ ﺟﻠﻮ ﻣﯿﺪﻫﺪ ..
ﺻﺪﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﮐﻠﻔﺖ ﺗﺮ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...
ﺗﺎ ﻣﺒﺎﺩﺍ ...
ﻟﺮﺯﺵ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯽ ...
ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ...
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ....
ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﯾﮏ ﺯﻥ ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺷﯽ ...
ﻧﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺯﻭﺭِ ﺑﺎﺯﻭﻫــﺎ !
ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻣﯿﺸﻮﺩ ..
ﻭﻟﯽ،ﮔﺮﯾﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ...
ﺑﭽﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ....
ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ...
ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ....
ﺗﻤﺎﻡ ﺁﺭﺯﻭﯾﺶ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺮ ﺭﻭﯼ ﭘﺎﻫﺎﯾﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ ...
ﺗﺎ ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﮐﻨﯽ ..
ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﯼِ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺗﻮﺳﺖ
ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺗــــﻮ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﺩ .....
ﭼﻮﻥ ﻭﻗﺖ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ....
ﺧﺎﻃﺮﻩ ﯼ ﺗــــﻮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...
 
 
پیشاپیش روز تکیه گاه های خوب زندگیتون مباااااااااااااااااااااااارک....

برچسب‌ها: روز پدر, تبریک روز پدر, متن کوتاه روز پدر, اس ام اس تبریک روز پدر, پدرم روزت مبارک
نوشته شده در ساعت توسط افسانه

تونل ها به ما آموختند که حتی در دل سنگ هم راهی برای عبورهست...
تونل ها راست ميگويند ؛ راه هست، حتي از دلِ سنگ!
" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
دیدی نانوا چطور خمیر نان سنگک را پهن می کند و درون تنور می گذارد...
چه اتفاقی می افتد؟! خمیر به سنگها می چسبد!
اما نان هر چه پخته تر می شود،
از سنگها جدا می شود...
حکایت آدم ها همین است؛
سختیهای این دنیا، حرارت تنور است...
و این سختی هاست که انسان را پخته تر می کنند...
و هر چه انسان پخته تر می شود سنگ کمتری بخود می گیرد...سنگها تعلقات دنیایی هستند...
ماشین من، خانه من، کارخانه من....
آنوقت که قرار است نان را از تنور خارج کنند سنگها را از آن می گیرند!
خوشا به حال آنکه در تنور دنیا آنقدر پخته می شود که به هیچ سنگی نمی چسبد!
تو در زندگی به چه چسبیده ای؟
سنگ وجود تو کدام است؟
زندگی درست مثل نقاشی کردن است ؛
خطوط را با امید بکشید ، اشتباهات را با آرامش پاک کنید ، قلم مو را در صبر غوطه ور کنید...
و با عشق رنگ بزنيد...
 

برچسب‌ها: عشق, امید, عاشقونه ی زیبا, جملات عاشقانه ی کوتاه, جملات عاشقانه زیبا
نوشته شده در ساعت توسط افسانه

تقديم به پدرانى كه نيستن...
 
قلمم راست بايست!
واژه ها... گوش به فرمان قلم!
همگي نظم بگيريد
مودب باشيد!
صاحب شعر عزيزي است بنام پدر 
امشب از شعر پُرم، کو قلم و دفتر من؟!
آنقَدَر وسوسه دارم بنويسم که نگو...
تک و تنها و غريبم!
تو کجايي پدر...؟!
آنقَدَر حسرت ديدار تو دارم که نگو...
بسکه دلتنگ تو ام، از سرشب تا حالا...
آنقَدَر بوسه به تصوير تو دادم که نگو...
جانِ من حرف بزن!
امر بفرما پدرم..
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...
کوچه پس کوچه ي اين شهر پر از تنهاييست 
آنقَدَر بي تو در اين شهر غريبم که نگو...
پدر اي ياد تو آرامش من...!
امشب از کوچه ي دلتنگيِ من ميگُذري؟!
جانِ من زود بيا
بغلم کن پدرم...!
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو...
گفته بودي: فرزندم! عاشق اشعار تو ام
اي به قربان تو فرزند..بيا دلتنگم
آنقَدَر شعر براي تو بخوانم که نگو...
پدرم...پدر خوبم
به خدا دلتنگم!
رو به رويم بِنِشيني کافيست
همه دنيا به کنار...
تو که باشي پدر!
دست و دلبازترين شاعر اين منطقه ام
آنقَدَر واژه به پاي تو بريزم که نگو...
گرچه از دور ولي،دست تو را ميبوسم
نه شعار است ،نه حرف!
آنقَدر خاک کف پاي تو هستم که نگو

برچسب‌ها: روز پدر, تبریک روز پدر, متن کوتاه روز پدر, اس ام اس تبریک روز پدر, پدرم روزت مبارک
نوشته شده در ساعت توسط افسانه|

حتما بخونيد براهممون مفيده........داستانی بخوانید از کتاب فارسی اول دبستان ژاپنی ها!
پسر بچه ای تند خو در روستایی زندگی میکرد. روزی پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هربار که عصبانی میشود و کنترلش را از دست میدهد باید یک میخ در حصار بکوبد. روز نخست پسر 37 میخ در حصار کوبید. اما به تدریج تعداد میخ ها در طول روز کم شدند. او دریافت که کنترل کردن عصبانیتش آسان تر از کوبیدن آن میخها در حصار است. در نهایت روزی فرا رسید که آن پسر اصلا عصبانی نشد. او با افتخار این موضوع را به اطلاع پدرش رساند و پدر به او گفت باید هر روزی که توانست جلوی خشم خود را بگیرد یکی از میخهای کوبیده شده در حصار را بیرون بکشد. روزها سپری شدند تا اینکه پسر همه میخها را از حصار بیرون آورد. پدر دست او را گرفت و به طرف حصار برد.
 
\"کارت را خوب انجام داری پسرم. اما به سوراخهای حصار نگاه کن. حصار هیچوقت مثل روز اولش نخواهد شد. وقتی موقع عصبانیت چیزی میگویی، حرفهایت مثل این، شکافهایی برجای میگذارند. مهم نیست چند بار عذر خواهی کنی، چون اثر زخم همیشه باقی می ماند.\"
 
 
داستانی از کتابی فارسی کلاس اول دبستان ژاپنیها

برچسب‌ها: کتاب کلاس اول ژاپنی ها, کتاب کلاس اول, عصبانیت, میخ, ژاپن
نوشته شده در ساعت توسط افسانه

به کودک خود
کمک به دیگران را نیاموز...
بلکه بیاموز که سخاوت جزئی 
از وجود انسان است...
 
او را از جهنم نترسان...
ذات او را پاک پرورش بده
 
وعده ی بهشت به او نده...
به او بیاموز خوب بودن 
لازمه ی انسانیته
 
او را نترسان... 
به او شجاعت رو به رو شدن بده
 
او را منع نکن...
به سوی زیبایی ها و خوبی ها سوق بده
 
مغزش را محدود نکن
 با اندیشه هایت...
به او اندیشیدن یاد بده
 
نگو انسان موجود برتر است...
بیاموز که هر موجودی با هر 
شکل و شرایطی به اندازه ی انسان حق زندگی دارد
 
از ثروتمند و فقیر برایش نگو...
به او بیاموز ارزش انسانها به وجود درونیه هر کسی است
 
راحتی را برایش فراهم نکن...
به او بیاموز سختی ها
هم جزئی از زندگی اند
 
خدا را برایش ترسیم نکن...
بگذار او از بهترین هایش 
برای خودش خدا بسازد
 
او را محدود به قاعده و قانون نکن...
به اوبیاموز بهترین را کشف کند..
 
او را از بدی ها نترسان...
به او بیاموز خوبی و مهربانی را...
 
کودکت را با شکوه پرورش بده...
تا در آینده با شکوه زندگی کند
 

برچسب‌ها: کودک, جمله ی کوتاه زیبا, جملات زیبا, آموزش کودک, مهربانی
نوشته شده در ساعت توسط افسانه

من ،  معـــــــــلم هستم
زندگی  پشت نگاهم جاريست
سرزمين كلمات
تحت فرمان منست
قصر پنهان منست
قاصدك های لبانم هرروز
سبزه ی نام خدا را به جهان می بخشد
من معلم هستم
گر چه بر گونه ی من
سرخی سيلی صد درد درخشش دارد
آخرين دغدغه هايم اينست :
 نكند حرف مرا هيچ كس امروز نفهميد اصلا
نکند حرفی ماند ؟
نكند مجهولی
روی رخساره ی تن سو خته ی تخته سياه جا مانده ست ؟
من معلم هستم
هر شب از آينه ها می پرسم :
به كدامين شيوه ؟
وسعت ياد خدا را بكشانم به كلاس ؟
بچه ها را ببرم تا لب درياچه ی عشق ؟
غرق دريای تفكر بكنم ؟
با تبسم يا اخم ؟
با یکی بود و نبود ؟ 
 زیر یک طاق کبود ؟        
يا كلاغی كه به خانه نرسيد
قصه گویی بكنم ؟
تك به تك يا با جمع ؟
بدوم يا آرام ؟
من معلم هستم
نيمكت ها
نفس گرم قدمهای مرا می فهمند
بالهای قلم و تخته سياه
رمز پرواز مرا می دانند
سيب ها
دست مرا می خوانند
من معلم هستم
درد فهميدن و فهماندن و مفهوم شدن
 
همگی مال منست ،
من معــــــــــــــلم هستم .......
 
تقدیم به تمامی معلمهای عزیز و دوست داشتنی

برچسب‌ها: روز معلم, متن ادبی روز معلم, معلمم روزت مبارک, تبریک روز معلم
نوشته شده در ساعت توسط افسانه

ﭘﺴﺮ ﮔﺎﻧﺪﯼ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :
ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻨﻔﺮﺍﻧﺲ ﯾﮏ ﺭﻭﺯﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺩﺍﺷﺖ، ﺍﺯ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﺷﻬﺮ ﺑﺮﺳﺎﻧﻢ، ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺳﺎﻧﺪﻡ ﮔﻔﺖ :
ﺳﺎﻋﺖ 05:00 ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎ ﻣﻨﺘﻈﺮﺕ ﻫﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ .
ﻣﻦ ﺍﺯ ﻓﺮﺻﺖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻡ، ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺮﺩﻡ، ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﺗﻌﻤﯿﺮﮔﺎﻩ ﺑﺮﺩﻡ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺭﻓﺘﻢ .
ﺳﺎﻋﺖ 05:30 ﯾﺎﺩﻡ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﭘﺪﺭ ﺑﺮﻭﻡ ! ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﺳﺎﻋﺖ
06:00 ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ !
ﭘﺪﺭ ﺑﺎ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﭼﺮﺍ ﺩﯾﺮ ﮐﺮﺩﯼ؟ !
ﺑﺎ ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔﺘﻢ : ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺒﻮﺩ، ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻣﻨﺘﻈﺮ
ﺑﻤﺎﻧﻢ !
ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻪ ﻗﺒﻼ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﯿﺮﮔﺎﻩ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ :
ﺩﺭ ﺭﻭﺵ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻣﻦ ﺣﺘﻤﺎ ﻧﻘﺼﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ
ﻻﺯﻡ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺭﺍﺳﺖ ﺑﮕﻮﯾﯽ ! ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﻢ ﻧﻘﺺ ﮐﺎﺭ
ﻣﻦ ﮐﺠﺎﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﻫﺠﺪﻩ ﻣﺎﯾﻞ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ
ﻣﻬﻢ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ !
ﻣﺪﺕ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻋﺖ ﻭ ﻧﯿﻢ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﺍﺗﻮﻣﻮﺑﯿﻞ ﻣﯽ ﺭﺍﻧﺪﻡ ﻭ ﭘﺪﺭﻡ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ
ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺭﻭﻍ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻏﺮﻕ ﺩﺭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺑﻮﺩ
ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ !
ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮﯾﻢ !
ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﻋﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﭘﺪﺭﻡ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺖ
80 ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﺪﺍﻥ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻢ.

برچسب‌ها: پسر گاندی, تجربه پسر گاندی, دروغ, عاقبت دروغ, نامه ی گاندی
نوشته شده در ساعت توسط افسانه

سلام‌ عشقم’’‘’
میخوام وصیت کنم.°•°
نرو، گوش بده'°•°
شاید فردا نباشم پیشت...°•°
عشقم!!! °•°
اگه من مردم...°•°
اومدی دیدی دارن میشورنم...°•°
گریه نکنیا...°•°
من ناراحتیتو میبینم نفسم بند میاد چه برسه به گریه...°•°
عشقم!!! °•°•°
به من دست نزنیا...°•°
میگن به مرده دست زدن شگون نداره...°•°
عشقم...°•°•°
من طاقت تنها بودنتو ندارما...°•°
تا چهلمم صبر کن، بعد برو از تنهایی دربیا...°•°
منم فراموش کن...°•°
فقط چند وقت یه بار یه فاتحه...°•°
همین...°•°
قربون چشمات برم...°•°
عشقم هیچ چیزی تو این دنیا، هیچی بجز صدای تو آرومم نمیکرد...°•°
بین خودمون باشه(بخاطرت اشک ریختم
ولی فدای سرت...°•°
عشقم...°•°•°
میدونی من گل رز مشکی دوس دارم 
پس اگه میشه آخرین باری که میای برام بیار...°•°
راستی...
بدون خیلی دوست دارم..

برچسب‌ها: عاشقانه غمگین, متن غمگین, عاشقونه غمگین, ناامیدی, متن کوتاه غمگین
نوشته شده در ساعت توسط افسانه

من بی تو
شعر خواهم نوشت
 
تو بی من!!! چه خواهی کرد!؟ اصلا یادت هست
که نیستم؟
 

برچسب‌ها: دل نوشته, ماندن, رفتن, عاشقونه, اس ام اس
نوشته شده در ساعت توسط افسانه


آخرين مطالب
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
Design By : Pars Skin